تبليغاتX
تا حوالی بی کسی
خواب هایت دست از سرم برنمی دارند
 
 

«چه لطیف است حس آغازی دوباره... چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس ...

و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن ! چه اندازه شیرین است امروز ... روز میلاد ...

روزی که تو آغاز شدی .... »

زیباترین بهانه ی زنده بودن ام ۵ سالگی ات (۳۰ بهمن ) را فریاد

 می زنم تا تمام دنیا برای چشم هایت کلمه شوند...

 

 برای درسای عزیزم

   

   (۱) 

چقدر

کم آورده ام

عینک کوچک ات را

بردار

شاید 

 دنیا  / پای  چشم هایت

کلمه شود !!!

 

 

 

     (۲)

کاش

دلتنگی هایم

آن قدر بزرگ نمی شد

تا کودکی ات را

به ابرها بسپارم !

 

 

     (۳)

دلتنگ نباش

دخترم !

جنگ تمام می شود

و  ما از مرزها

عبور خواهیم کرد !!!

 

یادمان باشد که آیین نیاکان مان را پاس بداریم و  عشق آریایی مان را به هم تقدیم کنیم !

 ۲۹ بهمن روز سپندار مذگان ( روز عشق آریایی ) را به تمام دوستان تبریک می گویم .

( ۴)

 .... و  

این سایه ی سرگردان

شاید  دلخوشی  زنی ست

که کلماتش

بوی ادویه های تند جنوب می دهد

کلمه کلمه ام

ریخته به پای تو

و مرداد هایی

که بی جنگ بزرگ خواهند شد

خنده هایم را

دفن کن

تکه تکه

در خاطرات برهنه ی کارون

شاید

خواب هایت

از بوی آشپزخانه ای

بیدار شوند

که دردهایش

آغوش ات

را کبریت می کشد !

|+| نوشته شده توسط لیلا منجزی ( کیانی کیا) در جمعه بیست و نهم بهمن 1389  |
 
 

  در من اقیانوسی ست آرام

غرق خواهی شد

اگر لب بگشایم !!!

|+| نوشته شده توسط لیلا منجزی ( کیانی کیا) در سه شنبه نهم شهریور 1389  |
 
با درود....

امروز بالاخره همه چیز تمام شد و جام  با شایستگی به سرزمین ماتادور ها رفت  با اشک ها لبخند ها و دوستی هایی به یاد ماندنی.......اما امروز  بیست ویکم تیر ماه برای من دلگیرترین روز سال هم  هست  که  توی شناسنامه ام ثبت شده  به خاطر همین گفتم با چند دلتنگی قدیمی که نقد نشدند  به روز باشم ! 

البته این  اولی احساس من بعد از پایان جام جهانی نوزدهم بود فقط همین ......

 همه  چیز تمام شد

و هیچ تکراری

به حادثه نرسید 

ـــ  ادامه تصویری ست درد آلود

در تقارن خطوطی نارنجی

و اختاپوس

 چقدر خوشبخت نبود

اگر  ماتادورها ثبت نمی شدند

با گیتارشان

حالا جهان را می رقصاند

دامن هایی به رنگ اسپانیا

تا « ریودو ژانیرو »  ۴ سال بزرگ تر شود

شاید

این بار

زمین را بچرخاند

جادوگری کوچک !

 ریودژانیرو پایتخت برزیل است که جام جهانی ۲۰۱۴ در آنجا برگزار خواهدشد.

و اما دلتنگی های ۳۲ سالگی .....

 

                 (۱)

و  من به رسم ساعت های نامعلوم

متولد می شوم

در مرگ ۳۱ ستاره ی سوخته

هزار سایه ی بی سر

مقابل چهره های پنهان لابه لای مه

به اندازه ی دو پیراهن فاصله

ببین !

امتداد خواب را تا کدام حادثه

و  سایه ای که سال ها

از حوالی خواب هایم می گذرد

انگار  در چشم هایم تصویر خودم

گم می شود

یا ...

زمین خواب می رود

کنار سرگیجه ی عقربه ها

و   ما

زاده می شویم

در سرگردانی فصل ها

چه اتفاقی ناگهان ؟!!

         

         (۲)

باران روی سی و دومین ایستگاه ایستاد !

من روبه روی تو

قدم هایم مقابل سایه ها

امتداد ریل های پوسیده می آید

کودکی از رویایی مه آلود

میان چشم هایم

بخواند ترانه ی آفتاب

پشت شیشه های یخ زده

شبی که پا برهنه در بهشت می دویدم

هی می دویدم

هی خنده هی زخم

از پلکان ابرها پایین بیا !

کنار چشم هایی آویخته بر دیوار

چهره ای بی شکل

و فراموشی  !!!

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط لیلا منجزی ( کیانی کیا) در دوشنبه بیست و یکم تیر 1389  |
 
 

 

خوش به حال زنی

که از خواب اقاقی بیدار نمی شود

و نمی داند

آفتاب گردان ها

در سایه های سوخته

می میرند !!!

|+| نوشته شده توسط لیلا منجزی ( کیانی کیا) در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389  |
 
 

توی دست هایت جا نمی شود

اندوه تن ام

به ابرها بگو خاکسترم را به آسمان ببرند !!!

لیلا

|+| نوشته شده توسط لیلا منجزی ( کیانی کیا) در شنبه یکم خرداد 1389  |
 
 
بالا